تبلیغات
وبلاگ شخصی احمد گل محمدی - ده ویژگی عقل مسلمان و موعظه کاربردی ازامام رضا(ع)
 
وبلاگ شخصی احمد گل محمدی
(یااباصالح المهدی ادرکنی)
درباره وبلاگ


باسلام وعرض ادب واحترام
هدف از راه اندازی این وبلاگ این است که
مقداری از داشته های اندک خودم رادر اختیار کاربران قرار داده
وبا عنایت الهی بخشی از سوالات مختلف نسل جوان را در معارف دینی
(اعتقادی ،اخلاقی وخصوصا شبهات دینی )پاسخ دهم.
مازنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست


مدیر وبلاگ : احمد گل محمدی
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از معضلات اجتماعی وفرهنگی زیر دغدغه شما محسوب می شود ؟












ده ویژگی عقل مسلمان و موعظه کاربردی امام رضا(ع) برای زندگی ما

:

اباصلت می گوید: محضر امام رضا(ع) بودیم عده ای آمدند از امام رئوف درخواست موعظه کردند.

امام رضا علیه السلام فرمودند: خدای متعال به یکی از پیغمبرانش وحی کرد که وقتی صبح از خانه بیرون آمدی اولین چیزی که به نظرت می آید بخور و دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان و سومین چیزی را که می بینی پناهش ده و چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن و پنجمین چیزی را که می بینی از آن فرار کن.

چون صبح شد و بیرون آمد کوه بزرگی را دید که در روبه رویش است ایستاد و به یاد فرموده خدا افتاد که به او فرموده بود اولین چیزی را که دیدی بخور و او تعجب کرد بعد با خودش فکر کرد که خدا مرا به چیزی امر نمی کند که من طاقت آن را نداشته باشم پس به طرف کوه رفت تا آنرا بخورد هر چقدربه کوه نزدیکتر میشد کوه کوچکتر میشد تا آنجا که وقتی به کوه رسید کوه را لقمه ای لذیذ یافت و آن لقمه را خورد و لذتی به او دست داد که تا حالا با خوردن لقمه ای به او دست نداده بود. دومین چیزی را که دید طشت طلایی بود چون خدا امر کرده بود دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان چاله ای کند و آن طشت طلا را در خاک پنهان کرد و بعد به راه خود ادامه داد و لحظه ای به پشت سر خود نگاه کرد دید که آن طشت طلایی که پنهان کرده بود آشکار شده و از خاک بیرون افتاده با خود گفت آنچه را که خدا فرموده بود انجام دادم و به راه خود ادامه داد دید که مرغی در آسمان است و بازی ( پرنده شکاری ) دنبال او است و قصد شکار کردن مرغ را دارد چون خدا به او فرموده بود سومین چیزی را که می بینی بپذیر.

آستین لباسش را گشود تا مرغ در آنجا رود و پناه گیرد پس وقتی این کار را کرد باز شکاری به او گفت من دو روزی است که دنبال این مرغ هستم تا شکارش کنم و تو او را پناه دادی و نگذاشتی که من شکارش کنم چون خدا گفته بود چهارمین چیزی را که دیدی نا امید نکن قسمتی گوشت تهیه کرد به باز شکاری داد و به راه خود ادامه داد و بعد در ادامه راه مُرده ای گندیده دید که کرم گذاشته و بوی گند آن آزار دهنده بود در حالی که واجب است میت را بلا فاصله دفن کنند، چون خدا به او گفته بود پنجمین چیزی را که دیدی از آن فرار کن فرار کرد. به خانه برگشت و شب در خواب خدا به او گفت کارهایی را که گفتیم انجام دادی آیا معنای این کارها را می دانی ؟ گفت نه.

خداوند فرمود آن کوه را که دیدی و بعد به امر ما رفتی بخوری و هرچه به آن نزدیکتر می شدی کوچکتر میشد و آخر لقمه ای لذیذ شد غضب است که اگر هنگام غضب خود را نگه داری و غضب خود را بخوری بعد از آن خوشحال میشوی که غضب را نگه داشتی و خود را کنترل کردی این خوشحالی همان لقمه لذیذ است. و اما آن طشت طلا که پنهانش کردی کار خوب و نیک است که اگر آن را پنهان کنی و به کسی نگویی ( و ریا نکنی ) خداوند آنرا ظاهر میگرداند و به همه نشان می دهد. و اما آن مرغی که پناهش دادی این است که اگر کسی تو را نصیحت می کند نصیحت او را پذیرا باش و باز شکاری که مایوسش نکردی آن است که اگر کسی از تو چیزی خواست او را نا امید نکن زیرا تو را بزرگ میداند به تو مراجعه کرد ،بزرگی خود را نشان بده و اما گوشت مردار گندیده ای که امر شده بود از آن فرار کنی انسانی است اهل غیبت وتهمت است چنین اشخاصی که نزد تو غیبت دیگران رامیکنند غیبت تو ارهم نزد دیگران میکنند. بوی گندشان زندگی و وجود تو را خواهد گرفت.

یك بار غریبی خدمت امام رضا(ع)رسید و سلام كرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم، از حج بازگشته‌ام و خرجی را تمام كرده‌ام، اگر مایلید مبلغی به من مرحمت كنید تا خود را به وطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینك در سفر نیازمند مانده‌ام.

امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت، و دویست دینار آورد و از بالای در دست خویش را فراز آورد، و آن شخص را خواند و فرمود: این دویست دینار را بگیر و توشه‌ی راه كن، و به آن تبرك بجوی، و لازم نیست كه از جانب من معادل آن صدقه بدهی...

آن شخص دینارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جای اول بازگشت، از ایشان پرسیدند چرا چنین كردید كه شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟

فرمود: تا شرمندگی نیاز و سؤال را در او نبینم...

امام رضا علیه السلام فرمود :
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
ـ از او امید خیر باشد
ـ از بدى او در امان باشند
ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد
ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود
ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
ـ فقـر در راه خـدا را از تـوانگـرى محبـوبتـر بدانــد
ـ خـوارى در راه خـدا را از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـدانــد
ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـان تـر بـاشـد
ـ سپس پرسیدند: دهمین چیست؟
پس فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزكـارتـــر است.





نوع مطلب :
برچسب ها : ده ویژگی عقل مسلمان و موعظه کاربردی امام رضا(ع) برای زندگی ما،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :