تبلیغات
وبلاگ شخصی احمد گل محمدی - خاطرات خواندنی یاران امام (ره )از شب 22بهمن
 
وبلاگ شخصی احمد گل محمدی
(یااباصالح المهدی ادرکنی)
درباره وبلاگ


باسلام وعرض ادب واحترام
هدف از راه اندازی این وبلاگ این است که
مقداری از داشته های اندک خودم رادر اختیار کاربران قرار داده
وبا عنایت الهی بخشی از سوالات مختلف نسل جوان را در معارف دینی
(اعتقادی ،اخلاقی وخصوصا شبهات دینی )پاسخ دهم.
مازنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست


مدیر وبلاگ : احمد گل محمدی
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یک از معضلات اجتماعی وفرهنگی زیر دغدغه شما محسوب می شود ؟











دِین بزرگی كه انقلاب اسلامی بر نسل‏های دیروز، امروز و فردای ایران اسلامی دارد، هم بها با قطره قطره خون شهیدانی است كه برای پیروزی، اعتلاء و ماندگاری این انقلاب پربركت ریخته شده است، پس بی مناسبت نیست كه هر بهره برده ای از این چشمه فیض جوشان، در حد وسع خود ادای دینی كند به انقلاب امام و امام انقلاب. به مناسبت فرارسیدن دهه نور و فجر انقلاب اسلامی، تحفه ای ناقابل را تقدیم ساحت قدسی شهدای انقلاب اسلامی و امام شهدا می‏كنم، باشد كه مقبول افتد.

 خاطره حاج احمد قدیریان از شب بیست و دو بهمن


روز 21 بهمن و دستور تاریخی امام برای لغو حکومت نظامی توسط مردم، نقطه عطف پیروزی انقلاب است. خاطرات شما که از نزدیک در جریان وقایع بودید، بسیار خواندنی خواهد بود

بله، ظهر روز 21 بهمن بود که اطلاع پیدا کردیم رژیم شاه می‌خواهد با اعلام حکومت نظامی، کنترل اوضاع را به دست بگیرد، مدرسه رفاه را که محل اقامت بود به توپ ببندد و مبارزان و مجاهدان را یا از بین ببرد و یا به نقاط دوری تبعید کند. در مدرسه رفاه خبردار شدیم که شهر کم‌کم خلوت می‌شود و قرار است ارتش از پنج پادگان در پنج نقطه شهر عملیاتش را شروع و همان شب کار را تمام کند.

اما امام مثل همیشه با درایت و فراست مثال‌زدنی خود و با لحنی قاطع و به ‌رغم تردید حتی بسیاری از مبارزان اعلام کردند که مردم در خیابان‌ها حضور پیدا کنند و به حکومت نظامی اعتنا نکنند.

  از واکنش امام نسبت به اعلام حکومت نظامی و حالات ایشان هم برایمان بگویید

شب 21 بهمن که امام فرمودند حکومت نظامی باید لغو شود، آیت‌الله طالقانی به امام اطلاع دادند که ارتش می‌خواهد حکومت نظامی را از ساعت دو بعدازظهر اعلام و از چهار جهت تهران، به مرکز شهر و مدرسه رفاه حمله کند و گفته که اگر ده هزار نفر هم کشته شوند، تا این نقشه را به نتیجه نرساند دست‌بردار نیست.

 همه آقایان آن روز صبح در مدرسه رفاه جمع شدند و به مشورت پرداختند. ساعت حدود یازده بود که امام بلند شدند که بروند. شهید مطهری و شهید بهشتی استدعا کردند که امام مثل همیشه نماز را به جماعت بخوانند، ولی امام گفتند که خودتان بخوانید و به اتاق‌شان رفتند و نماز خواندند و پس از صرف ناهار، به کارهایشان پرداختند. وقتی مدتی گذشت و امام برنگشتند، شهید مطهری که سخت نگران بودند، به اتاق ایشان رفتند و دیدند امام مشغول خواندن نماز هستند.

 شهید مطهری به راهرو برمی‌گردند و منتظر می‌نشینند، اما باز هم امام از اتاق بیرون نمی‌آیند. قرار بود از ساعت دو حکومت نظامی اجرا شود و همه سخت نگران بودند که امام چه دستوری خواهند داد. ساعت یک ربع به یک می‌شود و یکی دیگر از آقایان می‌رود تا ببیند امام چه دستوری می‌فرمایند. لای در را باز می‌کند و می‌بیند امام در حال سجده هستند و شانه‌هایشان دارد می‌لرزد. چند دقیقه بعد امام در اتاق‌شان را باز می‌کنند و خطاب به دوستان می‌گویند: "بروید و به مردم اعلام کنید به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را لغو کنند".

ظاهراً مرحوم آیت‌الله طالقانی به امام پیغام داده بودند که رژیم برای قتل‌عام مردم برنامه قطعی دارد و صلاح نیست مردم بیرون بیایند، ولی امام دستور اکید دادند که همه از خانه‌هایشان بیرون بریزند. در اطراف مدرسه رفاه هم روی مینی‌بوس‌هایی بلندگو نصب کرده بودیم و با همان‌ها به مردم اعلام می‌کردیم که چه کنند. ماشین‌هایی را هم با بلندگو به نقاط مختلف شهر فرستادیم تا اعلام کنند امام حکومت نظامی را لغو کرده‌اند و مردم به خیابان‌ها بریزند


نقل از رجانیوز



.





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات یاران امام، 22 بهمن، حاج احمد قدیریان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :